الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
340
إحياء علوم الدين ( فارسى )
درويشان خود را دشمن گيرند و در دنيا عمارت ظاهر گردانند و بر جمع مالها حريص شوند ، خداى - عز و جل - ايشان را به چهار خصلت مبتلا كند : قحط زمان ، و جور سلطان ، و خيانت حاكمان ، و شوكت دشمنان . و اما آثار أبو دردا - رضى اللّه عنه - گفت : حساب صاحب دو درم سختتر از حساب صاحب يك درم باشد . و در روايتي « حبس صاحب دو درم » آمده است . و عمر - رضى اللّه عنه - بر سعد بن عامر هزار دينار فرستاد ، او غمناك شد و اندوهگين به خانه آمد ، قوم « 23 » او گفت : كارى حادث شده است كه بدان غمناكى ؟ گفت : سختتر از آن . پس گفت : پيراهن كهنهء خود بيار . پس آن را پاره پاره كرد و صرّهها ساخت ، و آن هزار دينار را بتفرقه به مردمان رسانيد ، پس برخاست ، نماز مىگزارد و مىگريست تا بامداد ، پس گفت : از پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - شنيدم كه مىگفت : يدخل فقراء المسلمين الجنّة قبل الاغنياء به خمس مائة عام حتّى انّ الرّجل من الاغنياء يدخل في غمارهم فيؤخذ بيده و يستخرج ، اى ، مسلمانان درويش پيش از توانگران به پانصد سال به بهشت روند تا به حدى كه مردى از توانگران در ميان ايشان در رود ، پس دست او گرفته آيد و بيرون آورده شود . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - گفت : سه كس بى حساب در بهشت روند : مردى كه خواهد جامهء خود را بشويد و او را كهنهاى نباشد كه در پوشد ، و مردى كه بر ديگران دو ديگ برنهد ، و مردى كه مشروب خود طلبد ، او را نگويند كه كدام خواهى ؟ و درويشى در مجلس ثورى آمد ، گفت : پيشتر آى ، اگر توانگر بودى پيشترت نخواندمى . و توانگران اصحاب او خواستندى كه درويش بودندى براى بسيارى تقريب او درويشان را ، و اعراض از توانگران . و مؤمّل گفت : توانگر را خوارتر از آن نديدم كه در مجلس ثورى ، و درويش را عزيزتر از آن نديدم كه در مجلس ثورى . و يكى از حكما گفت : بيچاره است پسر آدم : اگر از آتش همچنان ترسد كه از درويشى ، از هر دو برهد ، و اگر در بهشت همچنان رغبت كند كه در توانگرى ، هر دو بيابد . و اگر از خداى در باطن همچنان ترسد كه از خلق او در ظاهر ، در هر دو سراى نيكبخت شود . و ابن عباس - رضى اللّه عنه - گفت : ملعون باشد كسى كه براى توانگرى اكرام كند و براى درويشى خوار دارد . و لقمان گفت پسر خود را : كسى را به كهنگى جامهء او خوار مدار ، چه پروردگار تو و پروردگار او يكى است . و يحيى بن معاذ گفت : دوست داشتن تو درويشان را از اخلاق مرسلان است ، و گزيدن تو مجالست ايشان را از علامت صالحان ، و گريختن تو از صحبت ايشان از علامت منافقان . و در اخبار از كتابهاى پيشينه آمده است كه حق تعالى به يكى از
--> ( 23 ) قوم ، همسر .